غلامحسين رضانژاد

42

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى

تعالى عليه وعلى آبائه وأجداده - موجود باشد ؛ وچون عمر أو از حيث مدّت تا يوم السّاعه وآخر زمان نامعلوم است ؛ لزوما بايد داراى نفسي واجب العصمة يا معصوم باشد ، تا بشوائب جسمي وروحي ومادّى ومعنوي حوادث آلوده نگردد واز هر حيث مثل اعلاى الهى وجامع كمالات لا يتناهى امكاني بوده وهر قرب ومنزلتي كه جميع أنبياء ورسل وأوصياء وأولياء اللّه داشته‌اند ، در شخص أو به تنهايى موجود باشد ، وگرنه هر مدّعى كذّابى كه بدعوى مهدويّت وقائميت برخيزد ؛ جز مردودى بدتر از إبليس ودور از درگاه خداوندى نبوده وقتل أو بر هر مسلمانى واجب است ؛ وچنين موعودى بجز كسيكه شخص رسول خدا ، أو را به اسم خود واز نسل پاك على وفاطمه - عليهما السّلام - معرّفى كرده ، يعنى حضرت صاحب الأمر والزّمان وفرزند پاك ونازنين امام يازدهم شيعه حضرت امام حسن عسكرى نميباشد كه مادر أو نرجس ودر غيبت كبرى از نااهل ودر عين حضور وظهور در نظر أهل اللّه است ؛ چنانكه بسيارى از نوابغ معرفت وايمان وعقل وبرهان وشهود وايقان بدست‌بوسى آنحضرت نائل ومشرّف آمده ومشكلات عارضه ودفع آنها را از أو پرسيده واز نزديك با آنوجود أقدس گفت وشنيد داشته‌اند . عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف . 10 - علم أصول الفقه : أصول - چنانكه گفته آمد - جمع أصل است كه برحسب عرف يعنى جزء اساسى وبنيادين چيزى ، مانند پايهء ديوار وريشهء درخت بوده وجزء ديوار ودرخت ميباشند ؛ ليكن شالودهء ديوار وريشهء درخت ؛ أساس آن‌دو بوده وهيچيك بدون پايه وريشه وجود نخواهد داشت . امّا كلمهء أصل در كاربرد علمي هر دانشمندى برحسب نوع دانش أو بيكى از چهار معنى زير استعمال شده است : 1 - بمعنى ظاهر وراجح ، « 1 » مانند : « أصل استعمال حقيقت » 2 - بمعنى دليل ، مانند كتاب اللّه وسنّت رسول أو يا اجماع علماء بر نظري خاصّ 3 - بمعنى استصحاب يا « ابقاء ما كان على ما كان » آنگاه كه شكّى در تغيير شيئى يا حالت ووصفى از آن نسبت بسابق شيئى مزبور پديد آيد 4 - قاعده ، مانند : « كلّ شيئى طاهر حتّى تعلم أنّه قذر » آنگاه كه نجاست يا قذارت چيزى محرز ومعلوم نشده باشد .

--> ( 1 ) - تقريرات أصول ، خلاصه تقرير دروس علم أصول فقه ، تأليف أستاذ علّامه وحكيم متألّه وفقيه نبيه وورع ، مرحوم آية اللّه ميرزا محمود شهابى تربتى « اسكنه اللّه في فراديس أسمائه وصفاته » ديماه سال 1335 چاپخانهء دانشگاه تهران .